به عنوان مثال درجامعه امروز ايران اعتماد ملي يکي از آن سرمايه هاي اجتماعي است که نياز به تقويت دارد تا انتظار برآورده شدن بسياري ازاهداف چشم انداز بيست ساله عقلاني به نظر برسد.
اگر بخواهیم برای سهولت بررسی دست به گونه ای تقسیم بندی در سرمایه های اجتماعی بزنیم می توان گفت؛سرمایه های اجتماعی يا توانايي هاي فرد هستند براي زيستن در اجتماع ويا پتانسيل ها ي موجود در اجتماعند براي سامان دادن به روابط بين افراد .سرمايه هاي نوع اول يا قر ار دادي اند مثل؛ منزلت اجتماعي و پول,يا واقعي اند مثل؛ محبت، سخاوتمندي ونشاط روحي.سرمايه هاي نوع دوم هم يا قراردادي اند که معمولاً توسط حکومت ها ادره مي شوند مثل؛قانون ,رهبري سياسي وامنيت, و يا واقعي اند وبرآمده از ناخود آگاه جمعي مثل؛ اتحاد وهمدلي, آئين ها وساير دلبستگي هاي فراگير مذهبي وملي.
پول(از دسته اول)
رفته رفته با مادي تر شدن نگرش مردم، پول به يک ارزش واقعي وسرمايه اجتماعي ثابت نزد افراد تبديل مي شود.براي اطمينان از وجود اين اتفاقِ به ظاهر کوچک که بايد چراغ چشمک زن يک تحول بزرگ فرهنگي به حساب بيايد نيازي به آمار وارقام ونظرسنجي مراکز ذي صلاح وبي صلاح نيستيم.شواهد زنده بسياري در دسترس ما هست که پول را براي حضور بي دغدغه وآبرومند اجتماعي ضروري مي دانند.گره خوردن آبرو ويک مفهوم اعتباري(اين اعتباري ربطي به کارت هاي اعتباري ندارد) به اسم پول در هر جا وبه هر شکل که اتفاق بيفتد,در هيئت دولت يا ميان مردم,نشان دهنده ورود فرهنگي است که پول را به عنوان يک سرمايه اجتماعي اصيل پذيرفته است.در چنين وضعيتي خوبي وبدي،عزت واحترام,شايستگي ،عرضه وهمه ارزش هاي انساني حتي زيبايي ظاهري متناسب با وضعيت مالي افراد تعريف مي شود. براي نزديک شدن به استاندارد هاي جامعه سالم نيازمند تخريب پشتوانه هاي ذهني اين فرهنگ هستيم.اين پشتوانه ها از طريق القائات رسانه هاي گروهي در تبليغات اغواگر, گفتگوها,فيلم وسريال ها و... در ذهن ها شکل مي گيرد.
نشاط (از دسته دوم)
نشاط عمومي جزء لاينفک جامعه اي است که به توسعه مي انديشد.چه اين توسعه اقتصادي باشد يا سياسي باشد يا فرهنگي وغير آن.رابطه اش هم اين است که توسعه به معناي گسترش محدوده دارايي ها توانايي ها تنها با همت و تلاش فرد فرد يک ملت است که اتفاق مي افتد و وقتي شور ونشاطي براي زندگي وتلاش وپيشرفت نباشد به جاي افزايش درصد رشد اقتصادي بايد منتظر بالارفتن آمار جرم وجنايت واعتياد وانتحار بود.اما اينکه چگونه اين اکسير حياتي در ملتي وجود پيدا مي کند وبه چه ترتيب نابود مي شود،شايسته است نه اين چند سطر وچند صفحه که فرصت هاي ارزشمندي را خرج پاسخ آن کرد.خصوصاً اينکه چند سالي است نشاط با تفسيري که در عمق وادامه خود به خمودگي مي رسد, جاده آسفالته اي شده است براي ورود يا توليد وتوزيع کالاهاي فرهنگي بي مايه اي که تنها عايدي آن ها همان چند لحظه هيجان تند ومخ پرانِ آني است وبس.
همه مي دانيم کساني که هيجان هاي حيواني بي هدف را با مارک نشاط ترويج مي دهندعده اي سودگران سرمايه پرستند اما جاي اين سؤال هست که چرا جامعه اي موقعيتي پيدا مي کند که کالاي بدليِ نشاط چنين پر مشتري مي شود.چه عواملي نشاط واقعي را از جوامع مي دزدد.آن چه براي ما مسلم است دين قدرت دارد مانند همه نيازهاي فطري انسان نشاط را هم تأمين کند والبته اين مربوط به خود دين است و نبايد نتيجه تفسيرها وتصويرها وروش هاي نابجا وکم کاري ها را با دستآورد دين داري منطبق کرد.دين مجموعه اي کامل است که هر قدر به تماميت آن عمل شود نشانه هاي بيشتري از جامعه آرماني وانسان سعادتمند محقق مي شود تا آن جا که چون موعود ظهور کند به واسطه اجراي کامل فرامين الاهي همه نيازهاي انسان برآورده مي شود 1وفکر نمي کنم کسي ادعا کند نشاط بي نظيري که در جامعه مهدوي وجود دارد حاصل لودگي کمدين ها و ضرباهنگ آلات موسيقي يا ...باشد.وقتي دين به طور کامل و سالم ونه با وصله پينه وکج وکوله رفتارها را تسخير کرد قلب ها از نشاط سرشار مي شود.گذشته از اين که آمارها نشان مي دهد دين داري حتي در سطحي ترين شکل هاي خود قدرت دارد از ناهنجاري هاي اجتماعي جلوگيري کند.
قدم اول در شکل گيري يک نشاط عمومي پايدار عبارت است از ورود دين به عرصه منش انسان با تحقق روحياتي نظير اميد،اعتماد،گذشت،کمک وانفاق،صداقت،توکل،رضايتمندي وقناعت....ادامه دارد