لطفاً کسی مرا اعدام کند
من بی گناه نیستم
من یک انسان شرافتمند ونجیب نیستم
من با وجود سالهایی که از کودکی ام گذشته است از بازی وسرگرمی جدا نشده ام
من اسیر نگاه ها واظهار نظر های این وآنم
من از نشانه هایی که دیده ام؛از مرگ,از درد ورنج,ازبی وفایی وفنا وپوچیِ دنیای بی خدا درسی نگرفته ام.
من خوشی را می پرستیدم,من لذت را می پرستیدم,من هرزگی را می پرستیدم,من رفاه وعیش ونوش ومستی وطغیان را,من طغیان را می پرستیدم.
من درونی ویران دارم,همه چیز در من فرو ریخته است. نه بنایی ونه تابش نوری.نوری نیست,
من بی گناه نیستم
من قانون شهر را محترم داشتم ولی قانون حیات پاک آدمی را...!
من.. .
من يک پرنده ام توي قفس.
من قفس بزرگ نمي خواهم,
من قفس خوش رگ ولعاب نمي خواهم
من قفس طلا ونقره نمي خواهم
من آب ودون ولانه گرمِ اين قفس را نمي خواهم
من توي اين قفس همدم وهمجنس نمي خواهم
لطفاً مرا آزاد کنيد
آن بيرون همه چيز هست به اضافه آزادي.