تبليغاتX
عالم وآدم
      عالم و آدم سه شنبه ها به روز می شود................عالم و آدم را به علاقه مندی های خود بیفزائید..................به پیوندهای فرهنگی عالم وآدم سر بزنید................وبلاگ دوستان عالم وآدم را هم ببینید..................نویسنده را از نظراتتان محروم نکنید...............اگر به نوشتن درباره موضوعات فرهنگی می اندیشید همکاری شما را مغتنم می شمارم

حق... 

گزارشی از سوره مبارکه قاف

45 آیه مکی سوره قاف حکایت انسان است وخدا وخلقت، وبازگشتی بزرگ یعنی معاد.با قسم به قرآن شروع می شود و ادامه پیدا می کند با اشاره به انسان هایی که از پیامبری یکی مثل خودشان(انسان) تعجب کرده اند وزیر بارنمی روند وخداوندی که پهنه علمش بی نهایت است وخلقت با شکوهی دارد که اگر درست دیده شود روشن ترین دلیل بر بزرگی سازنده­اش است.پس از آن، سوره قاف یادی از اقوام گذشته تاریخ می کند که ویژگی مشترک­شان «نه» گفتن به پیامبران خدا بود؛ قوم نوح وثمود ولوط وعاد و مردم رس و أیکه(قوم شعیب) وتبع وفرعون.و همه این انکارها در حالی بوده وهست که خداوند از هر کس دیگر به انسان نزدیک تر است و فرشتگانش همیشه انسان را زیر نظر دارند.

مرگ،حقیقتی که فراری از آن نیست و صحنه های هولناک روز قیامت که فرشتگان همراه انسان با او به محکمه می آیند و متجاوزان از حدود و احکام خداوند به عذاب دچار می شوند،تصویر آیات بعدی است.سپس روی دیگر سکه آشکار می شود؛بهشت،جایی که اهل توبه و کسانی که حتی دور از چشم مردم، به خاطر ترس از خدا ،مراقب رفتارهای خود بوده­اند،در آن آرامش همیشگی دارند.

خداوند دوباره از تاریخ سخن می گوید.تاریخ قدرت مستکبران زمانه را به ریشخند می گیرد چرا که به یاد دارد زورمندان پر ادعایی را که در قدرت وعظمت ظاهری کسی به آن ها نمی رسد،در برابر خواست خدا هیچ پایگاهی نداشتند و به خاک سیاه نشستند. سپس خداوند به قدرت خود در خلقت آسمان ها وزمین اشاره می کند و بعد از توصیه پیامبر به صبر و نیز حمد و تسبیح او در زمان های معین(نماز)،قلب او را از یاد قیامت و نداهای آسمانی آن روز آکنده می کند.روزی که مرده ها به دستور یگانه حاکم مرگ وزندگی از قبر بیرون می آیند و در پیشگاه او جمع می شوند.آگاهی خدا از گفتار دشمنان، مختار بودن انسان در پذیرش حق و وظیفه پیامبر در تذکر به مردمی که وعده عذاب آخرت را باور دارند،آخرین آیات سوره قاف را ترتیب می دهند.

پیام گزیده ها

خالق انسان از همه وسوسه های درونی او و آنچه در قلبش می گذرد باخبر است.خدا از رگ گردن به انسان نزدیک تر است.‏(آیه 16)

 در تاریخ بشر کسانی بوده اند که بیشتر از مستکبرین امروزی قدرت وعظمت داشته اندو صاحب نفوذ در سرزمین های زیادی بوده اند اما دربرابر حکم وخواست خدا هیچ راه فراری نداشتند.این موضوع کسانی را که قلب بیداری دارند یا با توجه و نه سرسری گوش می دهند آگاه کننده است. (آیه 36 و 37)

روز قیامت خداوند به انسان می گوید:تو چشمت را به روی حقایق بسته بودی و خودت را نسبت به اتفاقات این روز به بی خیالی زده بودی. اما حالا تو را با حقیقت روبرو کرده ایم و تو از ترس واضطراب خیره خیره به آنچه رخ می دهد نگاه می کنی. ‏(آیه 22)

ختم کلام

مومنان رسالتی بیش از آن چه بر عهده پیامبر بوده است ندارند.به گفته قرآن خداوند اگر می خواست همه را مؤمن قرار می داد.رسول گرامی وظیفه ای بیش از این نداشت که راه را نشان بدهد و رهروان  را رهبری کند.هیچ اجباری  نمی توانست باشد و مردم حق داشتند با پذیرش شرایط خاص، دین دیگری اختیار کنند و از این جهت آزاری نمی دیدند.حتی در جهاد اسلامی، مسلمانان با کفاری روبرو بودند که تهدیدی برای حکومت اسلامی به شمار می رفتند.قرآن در آیاتی شبیه آیه آخر سوره قاف وظیفه پیامبر را به گونه­ای گوشزد می کند که از حساسیت ها ونگرانی های ایشان بکاهد و تأکید می کند پیامبر نسبت به ایمان آوردن یا نیاوردن مردم مؤاخذه نمی شود.در مقابل آن چه از پیامبر و سایر پیشوایان دین ومبلغان هدایت خواسته شده است فراهم کردن شرایط یک انتخاب آگاهانه است .مردان حق از این جهت به پیکار با طاغوت ها می پردازند که طاغوت ها مانع آگاهی و رسیدن پیام خدا به انسان ها هستند.یکی از دلایل ضرورت تشکیل حکومت اسلامی نیز همین است که شرایط جامعه برای جریان سالم آگاهی ها وتعالیم خداوند مناسب گردد.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:16  توسط م.ح.ش  | 

 ترجمه اي آزاد از داستان يوسف به روايت قرآن مجيد

0

با نام خدايي که نسبت به همه مخلوقاتش مهربان است ونسبت به برخي مهربان تر

الف,لام,راء

اين ها جملات کتابي است که حرف هايش روشن و واضح است

ما اين کتاب را به زبان عربي فرستاديم تا بهتر بفهميد..

در قرآني که به تو داده ايم  حکايت هايي را که تا به حال نشنيده اي ,به بهترين شکل بازگو مي کنيم؛ 

1

يوسف به پدرش گفت:«پدر,من خواب ديده ام يازده ستاره به همراه ماه وخورشيد از آسمان به زمين فرود آمدند وجلوي من به حالت سجده قرار گرفتند.»

پدرش گفت:«پسرم خوابت را براي برادرهايت تعريف مکن.زيرا شيطان,دشمن مسلّم انسان,به دنبال بهانه اي است تا برادرهايت را به حسادت ونابود کردن تو بکشاند. خدا تو را براي پيامبري انتخاب مي کند,به تو علم تعبير خواب مي آموزد ونعمتش را نسبت به تو وفرزندان يعقوب کامل مي کند همان طور که اجداد تو؛ابراهيم واسحاق از آن بهره مند بودند.خدايي که تورا پرورش مي دهد از همه چيز خبر دارد وکارش سنجيده است.»

درداستان يوسف وبرادرهايش براي کساني که بخواهند درس بگيرند,نکته هاي پند آموزي وجود دارد.

برادران يوسف با يکديگر گفتند:«پدر اشتباه مي کند,او يوسف وبرادر تني يوسف را بيشتر از ما که گروه نيرومندي هستيم ،دوست دارد. براي اين که توجه پدر فقط به ما باشد,بايد يوسف را بکشيم يا لااقل بفرستيمش به يک جاي پرت ودور افتاده,بعد از آن هم توبه مي کنيم وديگردست به خطا نمي زنيم.»

يکي از برادرها گفت:«اگر تصميم گرفته ايد يوسف را از سر راهتان برداريد, او را نکشيد.بيندازيدش توي چاه تا کاروان هاي که از آن جا عبور مي کند او را با خودشان ببرند.»

سپس پيش پدر رفتند وگفتند:«پدر,چرا به ما بد گماني؟ماهم خير وخوبي يوسف رامي خواهيم.بگذار فردا براي تفريح وبازي همراه ما به صحرا بيايد.ما مواظبش هستيم.»

پدر گفت:«رفتن او برايم سخت است.مي ترسم گرگ به او حمله کند وشما حواستان به او نباشد.»

آن ها جواب دادند:«مگر مي شود همه ما آن جا جمع باشيم ونتوانيم اورا از شر گرگ حفظ کنيم.اگر اين گونه باشد که ما خيلي ناتوانيم.»

بالاخره اورا بردند ودر چاه مخفي کردند.ما همان جا به يوسف گفتيم:«تو روزي اين کار برادرهايت را به يادشان مي آوري بدون آن که آن ها تورا بشناسند.»

برادرها شب ,پيش پدرشان برگشتند ودر حالي که گريه سر داده بودند گفتند:«مي دانيم که اگر راست هم بگوييم باور نمي کني ولي حقيقت اين است که ما يوسف را کنار اثاثمان گذاشتيم وخودمان مشغول بازي شديم که ناگهان گرگ به سراغش آمد.»آن ها يک پيراهن خوني (اما نه از خون يوسف)را هم شاهد آورند.

پدر جواب داد:«حقيقت اين است که کار بدي را پيش خودتان خوب و پسنديده دانستيد.من صبر مي کنم و ناشکري نمي کنم.خدا مرا درتحمل اتفاقي که افتاده کمک مي کند.»

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 18:48  توسط م.ح.ش  | 

پیشوایان دین آیات بسیاری از قرآن را به موضوع مهدویت تفسیر کرده‌اند. چيزي نزديک به 140 آيه. از اين روايات برخي به اصحاب ايشان اشاره مي کند. برخي هم به شرح علائم ظهور مي پردازد. روايات ديگري هم هست که از اقوام و پيامبران گذشته سخن مي‌گويد و ياران و شرائط قائم را به وضعيت آنها تشبيه مي‌کند. بهترین فرصت است که در این چند سطر خيلي سريع و پراکنده چندتايي از گل‌هاي اين فصل را مرور کنيم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 23:34  توسط م.ح.ش  | 

گزارشی از سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله وسلم

این 38آیه مدنی گفتاری گویا و کوتاه است درباره کفار،مومنین ومنافقین.روایتی سریع از آنچه در دلشان ودر بینشان می گذرد.گزارشی از حداقل هایی که لازم است درباره آن ها و رابطه بین آن ها به یاد داشته باشیم مثل صفات وحالت ها، اعمال و نتایج دنیوی و آخرتی اعمال،جهاد مومنین با کفار ، رفتار با اسیران وعبرت آموزی از آنچه در گذشته ها اتفاق افتاده است.چنان­که امام صادق (عليه‏السلام) فرموده­اند: هر كس بخواهد حال ما و دشمنان ما را بنگرد سوره محمد را بخواند كه آيه‏اى در باره ما است و آيه‏اى در باره آنها!

از این میان جهاد مهمترین موضوعی است که در این سوره مطرح شده. شاید بتوان کل سوره را به گونه­ای در خدمت این موضوع و بیان مرزبندی هایی دانست که لازم است در رابطه با آن انجام شود . سوره محمد در پی مشخص کردن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 22:53  توسط م.ح.ش  | 

گزارشي از سوره مبارکه فجر 

سرکشي انسان حکايتي است مستمر و تکرارشونده بر ورق‌هاي تاريخ بشر. اين سرکشي گاهي هم در لباس برتري­طلبي جلوه مي­کند و انسان ضعيف، دست در آستين الوهيت مي­برد و به‌خيال­خود، سيطره بر عالم و دربند کشيدن ديگران را آرزو مي­کند و در اين مسير چنان پيش مي‌تازد گويا قصد دارد خداوند را هم جا بگذارد. سنت خداوند، مهلت‌دادن به انسان است در هر مسيري که انتخاب مي­کند، و اين‌گونه، هم او را مي‌آزمايد و هم ديگران را که آيا با ديدن شکوه بازيگونه و متزلزل مستکبران از قادر متعال ياد مي­کنند يا کودکانه چشمشان از زر و زيور ناپايداري که طاغوت­ها انباشته­اند، پر مي­شود؟

 خداوند در سوره فجر  ...

در ادامه مطلب می خوانید:پیام گزیده ها.ختم کلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 21:13  توسط م.ح.ش  |